حبسیههای من

متن مرتبط با «اما بعد فان اصدق الحديث» در سایت حبسیههای من نوشته شده است

یک کُپه ابر، جدامانده از باران، در یک قاب چوبی، گوشهی یک رف

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش سالگرد درگذشت شاهرخ مسکوب بود. نویسنده و جستار نویسی که سالها در غربت غرب، جهان خلّقی خویش را بر کوه شاهنامه و در میان باغ حافظ ساخته بود. و نوشته هایش نه «ارمغان مور» بلکه رهاورد سلیمان ...

    ادامه مطلب
  • اما بعد ...

  • نیلوبلاگ

    گفت:آن دوست می دانست که محور آسیایم برای این دین و می دانست که کوهسارم و جویبارعلم از بالای من روان است.او می دانست که آسمانم و مرغان اندیشه هرگز به بلندایم نمی رسند. آن دوست می دانست...اما برجای من نشست,به نا جوانمردی.ومن رها کردم این خلافت را و ردای بلندش را.گفت که خار در چشمم بود واستخوان در گلویم و می دیدم که چگونه میراثم را به غارت می برند. اما حق سنگین بود.کس را به تنهایی توان برگرفتنش نبود.پس در آن خفقان که ما را دربرگرفته بود شکیبایی را برگزیدم که خردمندانه تر بود. دوستان یک به یک بر شتر خلافت نشستند و او را دوشیدند و خلافت آن شتر است که اگر افسارش ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    اما بعد | أما بعد عائض القرني | اما بعد فان اصدق الحديث | اما بعد فان الجهالة الجهلاء | اما بعد اول من قال | أما بعد عائض القرني pdf | اما بعد من قالها | اما بعد بالانجليزي | اما بعد فيس بوك | اما بعد ازهري محمد علي