خرید بک لینک

هر چند هفته یک مناسبتی پیدا میشود تا جوان مزلفی را بیاورند، برای مردم از «وطن» بخواند. بلکه برانگیزد این حس «دوست داشتن وطن را» !
اما دریغ از ذرهای تغییر ...
نمیدانم اشکال از «گیرنده» است یا عدم صداقتی که «فرستنده» دارد.


مستندی میدیدم درباره موسیقی قبل و بعدِ انقلاب (چاووش؛ از درآمد تا فرود). در میان حرفهای شنیدنی اعضای گروه چاووش، اثری که از جامعه میپذیرفتند و اثری که بر جامعه میگذاشتند، از همه برایم درخشانتر و دلپذیرتر بود. هنری که با روح مردم زمانهاش آمیخته بود. و صدای مردم زمانهاش در برابر ظلم و یا فریاد شادی یک ملت بود.

اما حالا هر کسی که میآید و میخواند، خواندنش هم مُهر سکوت و پوشاندن ظلم است.
بگذریم ...

•••
زادروز استاد محمدرضا لطفی است.
به رسم این دو سال، برای او در زادروزش یک بند به چارپاره قدیم اضافه کردهام.
مبارک است نامِ تو بر این سرزمین ...


«بیداد» رفت بعدِ تو بر «شبروان»ِ عشق
هر کس که خواند، مُهر سکوتیست بر دهن

چاووشخوان و «قافلهسالار»! خستهایم
آن کیست تا بر آورد این نغمه: «ای وطن»



برچسب: نویسنده: مهدی شریعتی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 19:15

صفحه بندی