من خیلی به موسیقی بین درس اهمیت میدم و براش وقت می گذارم ! 
یعنی مورد داشتم که گفتم یک ساعت درس بخونم بعدش یه موسیقی هم بشنوم برای تجدید قوا ! همون یک آهنگ شده کل آلبوم « نه فرشته ام نه شیطان » یعنی عملاً یک ساعت موسیقی یک ساعت درس :)
حالا اینکه چه آهنگی بشنوم بستگی داره چه امتحانی باشه و چه قدر خونده باشم ...
مثلا تاریخ جهانگشا باشه، آهنگش میشه « چرا رفتی چرا من بی قرارم»
یا مثلاً سنایی باشه و تازیانه های سلوک آهنگش میشه « تو اون شام مهتاب کنارم نشستی » (اینقدر خلاصه حالم بده سر درس سنایی :) )
و خلاصه هر چی سخت تر ، آهنگ غمگین تر ....
جونم براتون بگه
فردا امتحان دارم ، از دویست صفحه کتاب , من تازه رسیدم صفحه هفتاد و هشت ! همینجور داشتم « دشت در سوگ » محمد معتمدی رو می شنیدم که ....
یه از خدا بی خبر یه آهنگ از گروه رستاک فرستاد !
آقا ما رو میگی ، کم مونده دستمالی به سر مبارک ببندیم و تو کتابخانه ... ( استغفرالله ! توو ماه مبارک ؟ ) واقعاً که ...
خلاصه کنم؛ تمام وجودمان به شعف اومده ، انگار کن پنج بار از این درس خوندم !
( اون عقبیا چرا جواب نمیدن
)
می فرماید : لنگر میکشه بالا .... 
پ . ن :
ولی خداییش موسیقی جنوبی بشنوید . خصوصا خیام خوانی بوشهری که واقعا اصیله و شگفت انگیز ! ( دیگه شهر رحیمی ایناست، که بدونه ما چه قدر عاشق این شهر و این مردم مهربونشیم)
بقول دکتر فتوحی «پا نوشت دوم» :
دلیل علمی پیدا کردن که هنگام عصبانیت چون تمام فشار پشت گردن و شانه ها جمع می شود ، لرزاندن شانه ها باعث نرمال شدن وضع بدن میشه و راحت تر میشه نفس کشیدن و ... ( خلاصه از دکترا گفتن از شما هم .... )
برچسب:
نویسنده: مهدی شریعتی