یادبان روزهای خوب!
آیا آن گلدان کوچک سفال لعاب خورده ی آبی که از لالجین خریدیم و چه سفری بود واقعاً و آن گل بسیار نادر پرخاری که من از آن سوی قله ی توچال برایت آورده بودم و شباهت هایی به خود من داشت با آن زخم زبان هایی که گهگاه می زنم به یادت هست؟
گلدان، یک روز به ناگهان شکست...
و گل ها که خشک خشک شده بودند، مثل غبار پراکنده شدند و از میان رفتند.
چه عیب دارد؟
مگر خاطره ی یک گلدان سفال آبی لالجین با گلی نادر و پرخار، به قدر خود آن گل و گلدان، دوست داشتنی نیست؟
تازه، گمان می کنم که گل خاطره، خار هم ندارد، همانگونه که گلدان خاطره، ناشکستنی ست.
عزیز من!
بیا خاطرات مشترک مان را هرگز به دست باد نسپریم!
نادر ابراهیمی/ چهل نامه کوتاه

دوستی امشب پیام داد و نوشت : نهمین سالگرد در گذشت نادر خان است امشب ...
این مرد نازنین ، شونزدهم خرداد هشتاد و هفت از دنیا رفت .
قرین رحمت حق باشه روح نادر خان ابراهیمی
قلب، خاک خوبی دارد ...
برچسب:
نویسنده: مهدی شریعتی