خرید بک لینک

ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند، با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر، ای ایران!
جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما، به راه عافیت تو سفید شد.
ای ما نثار عافیت تو...


"نونِ نوشتن / محمود دولت آبادی"

_____________________________________


ما اهل پول مفت نبودیم و نیستیم

ما عاشق بودیم و همچنان نیز ...

ما اهل غذای حضرت نیستیم .
ما غذای خودمون رو با دوستامون تقسیم کردیم ، زمانی که به روستا ها می رفتیم که بگیم به علی بن موسی الرضا قسم این ها شایعه است که آقای دکتر روحانی می خواد قرآن و حذف کنه از مدارس ، اینا توطئه است که میگن شیخ حسن میخواد بچه های شما رو تو مدارس بی بند و بار پرورش بده !
ما اهل تبلیغ بودیم ، تبلیغ صلح و دوستی
نه طمع پول داشتیم و نه کسی ما رو اجیر کرده بود برای این کار .
تو این روزا چه دوستایی پیدا کردیم ، جوونایی که مثل ما به خاطر نجات کشورشون بی توقع تلاش کردن !
اگه یه روزی «جنگ» مرد میدان می طلبید ، این ایام «صلح » مرد میدان می خواست . که ما مرد میدان صلح بودیم . آن هم نه صلح کاذب که فقط یکدیگر را تحمل کنیم ، بلکه آن صلحی که سخت به دست می آید بین مردم و لذتش از پیروزی در جنگ نیز بیشتر است.

_

فردا راهیِ شهر همدانیم .
شهر باباطاهر
و شهر شیخ الرئیس - بو علی سینا -
او که نماینده عقلانیت است در فرهنگ اسلامی .

فردا راهی به وسعت نور در پیش است .
فردا و فردا ها ...

غوغای روحانی نگر ، سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر ، مستان سلامت می کنند

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:6 توسط محمود |

برچسب: نویسنده: مهدی شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:02

صفحه بندی